• اندیشه های اخلاقی در آثار سعدی

به جهان خرم  از آنم که جهان خرم از اوست

عاشقم بر همه عالم  که همه عالم از اوست

( سعدی)

 

اندیشه های اخلاقی در آثار سعدی

یکم اردیبهشت را به نام سعدی و به طور خاص گلستان او نام نهاده اند. به نام شاعری بزرگ که عطر کلامش در غزلیات و توانمندی اش در نثر گلستان و نظم بوستان تنها بخشی از دلایل بزرگی اوست.

سعدی بزرگ است نه فقط به خاطر هنرمندی و هنروری اش که به خاطر حرف های عمیق، دردمندانه و برآمده از حکمت انسانی و الهی او.

دو کتاب پر مغز و ارزشمند سعدی بوستان و گلستان است ، گلستان و بوستان سعدی حاصل شناخت او از انسان است و این دو اثر گرایش انسانی دارد.

اما آن چه سعدی در کتاب‌های خود جمع‌آوری کرده است حاصل 30 سال دنیا دیدن، تجربه زندگی همراه با تامل، شناخت از ماهیت انسان و بهره‌گیری از حکیمان و عارفان است.

سعدی شیرازی، بی تردید بزرگترین شاعری است که بعد از فردوسی آسمان ادب فارسی را به نور خیره کننده خویش روشن ساخت و آن روشنی چنان بود که هنوز پس از گذشت هفت قرن از تاثیر آن کاسته نشده است و این اثر تا  زبان پارسی برجاست همچنان برقرار خواهد ماند. زبان فصیح او زبان دل، و عشق و محبت او خود نشانه تمام عیاری است از «آدمیت » به همان معنی که خود بیان کرده است.

از جمله سجایای اخلاقی سعدی که آن را در کمتر شاعر و نویسنده ای می توان یافت، شهامت او در بیان حقایق و لحن عتاب آمیزش در برابر حاکمان و قدرتمندان زمان و دنیاداران از خدابی خبر و زاهد نماهای بی بصر است. هر چند در میان آثار او قصایدی که به سنت شاعران ستایشگر سروده شده است، اندک نیست، اما تفاوت این مدایح با سایر آثار مشابه در این است که سعدی به رغم دیگر گویندگان مداح متملق، بجای چاپلوسی و مبالغه در اوصاف ممدوح، غالبا به عنوان ناصحی دلسوز و بیم دهنده، صاحبان زر و زور و تزویر را به بی ثباتی دنیا و زوال پذیری قدرتهای مادی و بدفرجامی ستمگران متوجه می کند و با تازیانه هوشیاری بخش ملامت و نصیحت، به تادیب ممدوحان خویش می پردازد و به دینداری و خداپرستی و عدالت و نیکوکاری دعوتشان می کند. ایمان مذهبی و اعتقاد راسخ سعدی به مبانی دینی از قصاید غرا در توحید و اشعاری که در بزرگداشت نبی اکرم صلی الله علیه وآله سروده است، بروشنی پیداست.

او در عالم عشق ورزی به «عشق محمد و آل محمد» بسنده می کند سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی عشق محمدصلی الله علیه وآله بس است و آل محمدصلی الله علیه وآله نیل به رستگاری و صفا را در پیروی از طریق پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله می داند، چنان که گفته است: مپندار سعدی که راه صفا توان رفت جز از پی مصطفا سعدی به خلق جهان که همه یکسره نهال خدایند، مهر می ورزد. او مبشر صلح و بشردوستی است. در چشم انداز جهان آرمانی او، بنی آدم اعضای یک پیکر و در آفرینش از یک گوهرند و چون کرامت انسانی و آزادی او در نظرش اهمیت فراوان دارد، غایت آرزویش تفاهم میان ملتها و از بین رفتن خصومتها و کدورتها است و در این عرصه با احساس مسؤولیت و غمخواری نسبت به ناتوانان، خطاب به مصلحان و خیراندیشان، چنین سفارش می کند: تو کز محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی

 صرف نظر از مقام والای سعدی در هنر شاعری و نویسندگی که «حد همین است سخنرانی و زیبایی را» اندیشه های بلند و عواطف لطیف و انسانی این متفکر بزرگ، آن اندازه در قلمرو زبان و ادبیات فارسی و آثار شاعران ایرانی و غیر ایرانی نفوذ کرده است که نام وی را در زمره درخشانترین چهره های ادبی جهان ثبت نموده و روشناییهای آثارش را چراغی فراراه نسلهای آینده قرار داده است.

۱.خداپرستی و خضوع

در قلمرو شعر کهن فارسی، نخستین موضوعی که از لحاظ ارزشهای اخلاقی اسلام، حائز اهمیت فراوان است، اندیشه یکتاپرستی و اعتقاد به توحید است که غالبا با فروتنی عابدانه توسط گویندگان فرزانه و پاکدل ما اظهار شده است .

شیخ اجل سعدی شیراز، به رهبران اسلام، بویژه امیرمؤمنان امام علی علیه السلام تاسی می کند; امام بزرگواری که خود یکه تاز میدان ادب و سخنوری است و دیباچه نهج البلاغه شریفش با چنین کلماتی نغز در ستایش خداوند و وصف نعمتهای بیکران او آغاز شده

سعدی در شعر زیر شاهکاری خلق کرده که از لحاظ زیبایی و شکوهمندی چونان تابلوهایی نفیس و رنگین است که نقاشی هنرمند با قلم سحار خود بدانها جان بخشیده و در معرض دید صاحبدلان هوشیاری قرار داده است که در نظرشان «هر ورقی دفتری است معرفت کردگار»: ... آن صانع قدیم که بر فرش کائنات چندین هزار صورت الوان نگار کرد ترکیب آسمان و طلوع ستارگان از بهر عبرت نظر هوشیار کرد بحر آفرید و بر و درختان و آدمی خورشید و ماه و انجم و لیل و نهار کرد الوان نعمتی که نشاید سپاس گفت اسباب راحتی که نشاید شمار کرد از چوب خشک میوه و در نی شکر نهاد وز قطره دانه درر شاهوار کرد مسمار کوهسار به نطغ زمین بدوخت تا فرش خاک بر سر آب استوار کرد اجزای خاک مرده به تاثیر آفتاب بستان میوه و چمن و لاله زار کرد توحیدگوی او نه بنی آدمند و بس هر بلبلی که زمزمه بر شاخسار کرد ... لال است در دهان بلاغت زبان وصف از غایت کرم که نهان آشکار کرد

سعدی این منادی توحید، گاه از زبان پرندگان، گلها، گیاهان و سایر موجودات که همگی ستایشگر ذات حق هستند و به تعبیر قرآن «یسبح لله من فی السموات والارض والطیر صافات کل قد علم صلاته و تسبیحه ».

۲.ستایش شایستگان

ستایش از صاحبان فضیلت و معرفت و در واقع بزرگداشت مکارم اخلاقی و کرامت انسانی، خداپسندانه و خردپذیر است. چرا که چنین ستایشها موجب تقویت و نشر ارزشهای معنوی و تحکیم حاکمیت دانش و اخلاق و ارزشهای والای انسانی در جامعه بشری می شود، همتهای عالی را می پرورد و استعدادهای حق جویان را برای کسب بزرگیها و اقدام به عمل صالح برمی انگیزد.

ستایش از انبیا و اولیای دین و بزرگداشت آنان را از دیگر مزایای معنوی اشعار سعدی است. چنانکه در نعت رسول اکرم صلی الله علیه وآله می سراید:ماه فرو ماند از جمال محمد سرو نباشد به اعتدال محمد قدر فلک را کمال و منزلتی نیست در نظر قدر با کمال محمد وعده دیدار هر کسی به قیامت لیله اسری شب وصال محمد آدم و نوح و خلیل و عیسی و موسی آمده مجموع در ظلال محمد عرصه گیتی مجال همت او نیست روز قیامت نگر مجال محمد ... سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی عشق محمد بس است و آل

۳. بشردوستی و شفقت به همنوع

انسان دوستی و شفقت به همنوع و توصیه به مراعات حال محرومان و یاری کردن درماندگان و ناتوانان، گوهر دیگری است از گنجینه های عالم معنا که از فروغش آثار سعدی رونق و جلایی جاودانه یافته است. ابیات فراوانی در این خصوص می توان شاهد آورد و مشهورتر و معروفتر از همه ابیات زیر است: بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش ز یک گوهرند چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار تو کز محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی

اندیشه های بشردوستانه سعدی که از فروغ انسانیت آکنده است، متاثر از اصول اخلاقی و تربیتی مکتبی است که از دیدگاه پیشوایان آن، جامعه انسانی به مثابه پیکره ای واحد است. چنان که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرموده است: «مثل المؤمنین فی توادهم و تراحمهم و تعاطفهم مثل الجسد اذا اشتکی منه عضو تداعی له سائر الجسد بالاسهر والحمی ».حال مردم با ایمان در دوستی با یکدیگر و شفقت نسبت به هم، حال پیکره ای است که هر گاه عضوی از آن رنجور شود، دیگر اعضای آن کالبد با بی خوابی و تبداری با آن عضو همدردی می کنند. و بر اساس این گونه جهان بینی متعالی است که در برخی از منظومه های اخلاقی فارسی نظیر بوستان سعدی که دنیایی است آکنده از بشردوستی و شفقت به همنوع، آنچه درخشندگی دارد نیکی و زیبایی است و کرامت و جوانمردی درخور تحسین. به ایثار، مردان سبق برده اند نه شب زنده داران دل مرده اند کرامت جوانمردی و نان دهی است مقالات بیهوده طبل تهی است به معنی توان کرد دعوی درست دم بی قدم تکیه گاهی است سست

۴. گرامیداشت عقل، علم و عمل

عقل، علم و عمل سه سرمایه گرانبها هستند که انسان با کاربرد و بهره برداری صحیح آنها راه تکامل و ارتقای معنوی و مادی خویش را هموار می سازد و سعادت دنیا و آخرتش را تامین می کند. از دیگر مضامین ارزنده معنوی موجود در اشعار سعدی، گرانمایگی عقل و علم و عمل از دیدگاه این شاعر فرزانه است.

 همچنین شیخ شیرین سخن در بزرگداشت علم می گوید: داروی تربیت از پیر طریقت بستان کامی را بتر از علت نادانی نیست و همین طور در گرانمایگی عمل همی گوید: سعدیا گر چه سخندان و مصالح گویی به عمل کار برآید به سخندانی نیست بار درخت علم ندانم بجز عمل با علم اگر عمل نکنی شاخ بی بری مردان به سعی و رنج به جایی رسیده اند تو بی عمل کجا رسی از نفس پروری نابرده رنج گنج میسر نمی شود مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد هر کو عمل نکرد و عنایت امید داشت دانه نکشت ابله و دخل انتظار داشت و در جای دیگر می گوید: شب گور خواهی منور چو روز از اینجا چراغ عمل برفروز گروهی فراوان طمع ظن برند که گندم نیفشانده خرمن برند بر آن خورد سعدی که بیخی نشاند کسی برد خرمن که تخمی نشاند

۵. عفت گرایی و نفس کشی

سعدی در ابیاتی نفس اماره را عامل اصلی سقوط آدمی و صفات خردمندی، پارسایی و پاکدامنی را منجی او از سیه روزی می داند: تو با دشمن نفس همخانه ای چه در بند پیکار بیگانه ای عنان بازپیچان نفس از حرام به مردی ز رستم گذشتند و سام وجود تو شهری است پر نیک و بد تو سلطان و دستور دانا خرد همانا که دونان گردن فراز در این شهر گیرند سودا و آز رضا و ورع نیکنامان حر هوی و هوس رهزن و کیسه بر چو سلطان عنایت کند با بدان کجا ماند آسایش بخردان ترا شهوت و حرص و کین و حسد چو خون در رگانند و جان در جسد گر این دشمنان تربیت یافتند سر از حکم و رای تو برتافتند هوی و هوس را نماند ستیز چو بینند سر پنجه عقل تیز

۶. آزادگی و علو اندیشه

آزادگی و استغنای طبع نشانه شکوفایی شخصیت اخلاقی و تکامل روحی انسان است. از امام علی بن ابی طالب علیه السلام بیاموزیم که فرمود: «لاتکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرا...» (بنده غیر خود مباش، زیرا خداوند آزادت آفریده است.) انسان ذاتا آزاد آفریده شده و به تعبیری دیگر دارای حریت تکوینی است و طبعا از تنگ نظریها و بردگیهای فکری گریزان و منزجر است و اگر زلال فطرت و سرشت اولیه اش از تیرگیهای رذایل حفظ شود و بتواند در سایه توانمندی عقل خویش آزمندیها را در خود مهار كند و از زرق و برقهای فریبای مادی و هر آنچه رنگ تعلق می پذیرد، دل برکند و از جهل خودخواهی و فزون طلبی های نابخردانه و اسارت نفس و فقر معنوی برهد، آزاده و مستغنی است. سعدی در جای جای کلیات خویش نشانه های فراوانی دارد از تشویق و دعوت به آزادگی و استغنای طبع. وی آزادگی و استغنای طبع را در برابر آزمندی قرار می دهد و این که صفات رضا، ورع و بلند همتی در شخص آزاده متظاهر می شود. از مضامین آموزنده و تحسین برانگیز شعر سعدی که در جهان بینی و اندیشه هایش رنگی از عرفان اسلامی دیده می شود، آزادگی و علو طبع است: قیمت خود به ملاهی و مناهی مشکن گرت ایمان درست است به روز موعود دست حاجت چو بری پیش خداوندی بر که کریم است و رحیم است و غفور است و ودود و همین طور در باب ششم بوستان در فضیلت قناعت حکایتی چنین به رشته نظم کشیده است: یکی را ز مردان روشن ضمیر امیر ختن داد طاقی حریر ز شادی چو گلبرگ خندان شکفت بپوشید و دستش ببوسید و گفت چه خوب است تشریف میر ختن وز او خوبتر خرقه خویشتن گر آزاده ای بر زمین خسب و بس مکن بهر قالی زمین بوس کس

7. استبداد ستیزی و مبارزه با ستم و ستمگر

موضوع استبدادستیزی و مبارزه با ظلم و ظالم در آثار شیخ اجل سعدی که خود از جمله ستایشگران سلاطین بشمار می رود، به شکل و زبانی خاص متجلی است. در باب اول گلستان (در سیرت پادشاهان) ضمن داستانهایی دل انگیز و آموزنده استبدادستیزی خویش را بیان می کند: «درویشی مستجاب الدعوه در بغداد پدید آمد، حجاج یوسف را خبر کردند، بخواندش و گفت: دعای خیری بر من بکن! گفت: خدایا جانش بستان! گفت: از بهر خدای این چه دعاست؟ گفت: این دعای خیرست، ترا و جمله مسلمانان را. ای زبردست زیردست آزار گرم تا کی بماند این بازار؟ به چه کار آیدت جهانداری؟ مردنت به که مردم آزاری؟!

 در مدایحش نیز، به رغم دیگر گویندگان متملق به جای چاپلوسی و تملق و مبالغه در اوصاف ممدوح، غالبا به عنوان ناصحی دلسوز و بیم دهنده، صاحبان قدرت را به بی ثباتی دنیا و زوال پذیری قدرتهای مادی و سرنوشت شوم ستمگران توجه داده و با تازیانه هوشیاری بخش ملامت و نصیحت به تادیب ممدوحان خود پرداخته است و بدین شیوه، حق گویی، آنان را به خداترسی و عدالت و نیکوکاری دعوت کرده است. ابیات ذیل گلچینی است از این گونه مضامین: ... اگر زمین تو بوسد که خاک توام مباش غره که بازیت می دهد عیار گرت سلام کند، دام می نهد صیاد ورت نماز برد، کیسه می برد طرار میان طاعت و اخلاص و بندگی بستن چه پیش خلق به خدمت، چه پیش بت زنار بس بگردید و بگردد روزگار دل به دنیا در نبندد هوشیار ای که دستت می رسد کاری بکن پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار این که در شهنامه ها آورده اند رستم و روئینه تن اسفندیار تا بدانند این خداوندان ملک کز بسی خلق است دنیا یادگار این همه رفتند و ما ای شوخ چشم هیچ نگرفتیم از ایشان اعتبار ... نام نیکو گر بماند ز آدمی به کزو ماند سرای زرنگار ... چون خداوندت بزرگی داد و حکم خرده از خردان مسکین درگذار شکر نعمت را نکویی کن که حق دوست دارد بندگان حقگزار کام درویشان و مسکینان بده تا همه کارت برآرد کردگار ... منجنیق آه مظلومان به صبح سخت گیرد ظالمان را در حصار از درون خستگان اندیشه کن وز دعای مردم پرهیزکار سعدیان چندان که می دانی بگوی حق نباید گفتن الا آشکار

8. تفسیر زندگی یا رمز و رازهایی از حکمت عملی

از دیگر مزایای معنوی شعر کهن فارسی، وفور نصایح اخلاقی و رهنمودهای ارزشمندی است که در زمینه حکمت عملی و وظائف فردی و اجتماعی انسان توسط شاعرانی چون سعدی ارائه گردیده و راه و رسم زندگی شرافتمندانه، در خلال مواعظی که خود عصاره ای از تعلیمات عالیه اسلامی است، تفسیر و توجیه شده است. با نگاهی گذرا به درونمایه اغلب اشعار و حکایات سعدی معلوم می شود که وی علاوه بر داشتن طبعی خلاق و برخورداری از قدرت سخنوری و هنر شاعری، خردمندی فرزانه و معلمی راهشناس و آگاه از رمز و رازهای هستی بوده و به سهم خود کوشیده است تا اسرار حیات متعالی و هدفدار انسان را به صورت لطیفترین تعبیرات تفسیر کند و فراز و نشیب های راه زندگی را ضمن دستورالعملهایی خردمندانه نشان دهد و براستی این وظیفه خطیر را آن گونه دقیق و استادانه به انجام رسانیده است که کلامش در پاره ای موارد رنگی از سخنان انبیا و عطر و بویی از کتب آسمانی یافته است و از لحاظ کثرت استعمال در ردیف کلمات قصار و ضرب المثلهای متداول در زبان فارسی درآمده است. در اشعار نغز سعدی، جز از موضوعاتی که تاکنون برشمردیم از ارزشهای معنوی دیگر، هر چه که مقدس و والاست و از دیدگاه اسلامی در زمره جنود عقل محسوب می شود، ستایش شده و هر چیز ناپسند و فرومایه که جزء جنود جهل به شمار می رود، نکوهش و تقبیح گردیده است. سعدی بحق معلم اخلاق بوده و در علوم دینی و حکمت عملی و عرفان و سیاست و شناخت اجتماع متبحر و استاد، و به گفته خود او: سخنهای سعدی مثال است و پند به کار آیدت گر شوی سودمند سعید آورد قول سعدی به جای که ترتیب ملک است و تدبیر رای مخصوصا در بوستان که آکنده از نیکی و پاکی و ایمان و صفاست و شاعر با گشودن ده باب به روی کسانی که قصد گلگشت در این فضای معنوی دارند، آنان را به آرمانشهری از اخلاق و فضیلت رهنمون می شود که در چشم انداز زیبای آن انسان بر قله رفیع آدمیت برمی آید و از رذایل اخلاقی پاک و منزه می شود، اسراری از حیات متعالی انسان تفسیر گردیده و راز و رمزهایی از حکمت عملی در قالب تعابیر لطیف، بیان شده است از جمله: نخواهی که باشد دلت دردمند دل دردمندان برآور ز بند خنک آن که آسایش مرد و زن گزیند بر آسایش خویشتن ... چو انسان نداند بجز خورد و خواب کدامش فضیلت بود بر دواب اگر بد کنی چشم نیکی مدار که هرگز نیارد گز انگور بار ... حذر کن ز پیکار کهتر کسی که از قطره سیلاب دیدم بسی اگر پیل زوری و گر شیر چنگ به نزدیک من صلح بهتر که جنگ ... گرت مملکت باید آراسته مده کار مغطم به نوخاسته نخواهی که ضایع شود روزگار به ناکار دیده مفرمای کار ... زر و نعمت اکنون بده کان توست که بعد از تو بیرون ز فرمان توست  .

در اغلب اشعار سعدی، تفسیر زندگی هدفدار و تبیین و ظایف فردی، خانوادگی و اجتماعی انسانی و موضوعاتی چون; احسان به پدر و مادر، صله رحم، احترام به معلم، اکرام میهمان، شفقت به یتیم و اسیر و فقیر، آداب سخن گفتن، تربیت فرزند، فواید پرهیزگاری و پاکدامنی، ایثار و بخشندگی، حق شناسی، فروتنی، شکیبایی، وفاداری، امیدواری، رازداری، پاکیزگی، نظم و ترتیب در امور، اعراض از لغوگویی و عیب جویی و غیبت و آزمندی و غرور و حسادت و... به کرات دیده می شوند.

 

           تهیه و تنظیم: زهره خسروانی

اردیبهشت 93

کلیه حقوق این پورتال متعلق به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می‌باشد
logo-samandehi
شعار سال در فوتر